محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

113

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

على عليه السّلام نيز همانند ديگر مسلمانان از آن سهمى دارد . ليكن عثمان جز اندكى از دادن حق امام عليه السّلام امتناع مىورزيد . ( و اللّه لئن بقيت لهم لأنفضنّهم نفض اللّحام الوذام التّربة ) امام عليه السّلام سوگند مىخورد كه اگر به خلافت رسد ، اموالى را كه بنى اميه غصب كرده‌اند به بيت المال بازمىگرداند و چيزى از آنها را فرا نمىگذارد ؛ همان‌گونه كه قصاب با تكاندن سيرابى ، خاك را از آن دور مىسازد . امام عليه السّلام پس از به‌دست گرفتن خلافت مىگويد : « اگر اين اموال را ببينم كه براى گرفتن همسر و يا خريدن كنيز مصرف شده باشد ، آنها را باز مىگردانم . » « 1 » گويا امام عليه السّلام نگران آن بوده كه سخنش در اين‌جا از روى مصلحت شخصى بوده باشد ؛ در حالى كه تنها براى دفاع از دين در برابر ظلم و ستم اين سخنان را گفته بود . از اين‌روى در خطبه بعد به درگاه خداوند روى آورده و از لغزشها به او پناه مىبرد . امام على عليه السّلام در پيروى از اين آيه شريفه خود را متهم مىسازد : « خود را منزه نشماريد ، او از پرهيزگاران آگاه است . » « 2 » ( أللهمّ اغفر لي ما وأيت من نفسي و لم تجد له وفاء عندى ) جان خويش را براى انجام فرامين خداوند آماده مىسازم و با آن در اين راه پيمان مىبندم ؛ آن گاه ممكن است خلف وعده كنم . پس اگر چنين شد ، خداوندا مرا ببخش و از من درگذر . ( اللهم اغفر لى ما تقرّبت به إليك بلسانى ، ثم خالفه قلبى ) همه مردم ممكن است سخنى را گويند كه مقصودشان نيست . ( اللهم اغفر لي رمزات الألحاظ و سقطات الألفاظ و شهوات الجنان و هفوات اللسان ) اشاره به عيبها و

--> ( 1 ) . « و اللّه لو وجدته قد تزوّج به النّساء و ملك به الإماء لرددته » خطبه : 15 . ( 2 ) . فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى نجم / 53 : 32 .